من

اگر و ای کاش! از مجموعه دست‌ نوشته‌های چند قطبی

اگر و ای کاش! از مجموعه دست‌ نوشته‌های چند قطبی

که چه؟ خط به خط ردیف کنم از اینکه من میخواستم این دنیا چطور باشد ولی بذر ای کاش و بارانی که اگر ببارد، هیچ‌گاه به بار نمی نشیند. خیام هم نتوانستاز نو فلکی دگر چنان بسازدکازاده بکام دل برسد آساندر سخاوت زمین و دنیا و طبیعت شکی نیست این آدمی است که همچون سرطان…

سفری چند روزه به آینده

سفری چند روزه به آینده

سفری که شروعش در اثر استرس‌ها، نگرانی‌ها و دلشوره‌های عجیب و غریب هر روز به تعویق می‌افتاد و در نهایت شروع بارندگی‌ها بهانه‌ای برای دیرتر شروع شدنش شد. یک سال از ترک خانه گذشت. یک از سال از دور ریختن هر آنچه داشتم و شروع دوباره گذشت. یک سال از چشمان گریان و ناراضی مادر…

آغاز و پایان معنا ندارد

آغاز و پایان معنا ندارد

یکی از مسائلی که همیشه در شروع به نوشتن در وبلاگ به شکل یک وسواس بیمارگونه سراغم میاد همین بحث شروع دوباره است. شروع و پایان‌های زیاد در زندگی، بهم ثابت کرد که شروع و پایانی وجود نداره! در واقع زمان وجود نداره. کافیه آدم مدتی به جایی در دل طبیعت بره اونم بدون داشتن…